قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3727
تاريخ الفي ( فارسى )
مىفرستد و مىخواهد كه غافلانه خود را بر اردوى سلطان رسانيده او را دستگير نمايد . » سلطان جلال الدّين چون اين حكايت شنيد ، فرمود كه اغروق همچنان به حال خود مىرفته باشند ، و خود با پانصد سوار شيرشكار جرّار از ميان اردو بيرون رفته در ميان دامنهء كوه پنهان شد . مظفر الدّين غافل از اين ، روى به اردوى سلطان نهاده مىرفت ، تا آنكه از پيش سلطان گذشت ، كه به يكبار سلطان مانند شير ژيان از كمينگاه برآمده خود را بر قلب مظفر الدّين كوكبرى زده ، در حملهء اوّل بندگان مظفر الدّين را دستگير نمود . و چون مظفر الدّين در قبضهء اقتدار سلطان شد ، با خود يقين كرده بود كه سلطان او را نخواهد گذاشت . امّا سلطان از كمال مروّت و مردانگى شيوهء عفو و اغماض - كه عادت ستودهء سلاطين ذوى الاقتدار است ، مرعى داشته نگذاشت كه او را از اسب فرودآورند . [ 236 ب ] مظفر الدّين چون اين حلم و مكرمت از سلطان مشاهده نمود ، از كردهء خود نادم و پشيمان شده معروض داشت كه « ما را تا امروز بر ضمير منير و افعال دلپذير سلطان اطّلاع نبود . اكنون دانستم كه حق سبحانه تعالى اين قوّت و شوكت به كسى مىدهد كه به اينچنين افعال شايسته آرايش داشته باشد . » « 1 » و سلطان از همانجا مظفر الدّين كوكبرى را رخصت داد و به جانب اربل فرستاد ، « 2 » و مظفر الدّين حلقهء عبوديت سلطان در گوش كرده ، چون به اربل رسيد ، انواع تحف و هدايا به خدمت سلطان فرستاد و خود را از جملهء بندگان مخلص آن درگاه مىشمرد . و سلطان از آنجا عنان عزيمت به صوب ارّان منعطف داشت . در آن وقت حاكم ارّان و آذربايجان اتابك اوزبك بود . چون او قوّت مقاومت سلطان نداشت ، جريده از تبريز گريخته به قلعهء النجق ( نزديك جلفا ) رفت و منكوحهء خود ، ملكه [ خاتون ] ، دختر سلطان طغرل [ سلجوقى ] را در شهر بگذارد . چون سلطان جلال الدّين به ظاهر تبريز فرودآمد ، اعيان حشم اتابكى كه در تبريز بودند در مقام ساختگى جنگ شده ، كوچهها را مضبوط ساختند . و در تواريخ معتبره اختلاف است در آنكه سلطان جلال الدّين در كدام سال تبريز را از اتابك اوزبك گرفت و حرم او ، ملكه دختر سلطان طغرل سلجوقى را به عقد نكاح خود درآورد . آنچه از تاريخ حافظابرو ظاهر مىشود آن است كه اين واقعه از جمله وقايع اين سال است يعنى سنهء ششصد و بيست و دو هجرى « 3 » . و در روضة الصفّا اين واقعه را از جملهء وقايع سنهء ششصد و بيست و چهار ايراد نمود ، و اللّه اعلم .
--> ( 1 ) . و سلطان نيز او را « . . . به جهت آنكه در زمان او فتنهء راهزنى و فساد كردن [ از راهها ] مندفع شده بود ، مدح فراوان فرمود . » - جامع التواريخ ، ص 552 . ( 2 ) . مظفر الدّين كوكبرى ، آخرين امير دودمان بنى بگتگين اربيل ( 630 - 586 ه . ق ) است . ( 3 ) . البته مؤلف وقايع مهمّ سال 613 رحلت ( 623 هجرى ) را گزارش مىكند .